تبلیغات
ترنم
خوش آمدید " سلامتی آقا امام زمان (عج) صلوات "
 
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

حدیث موضوعی مهدویت امام زمان (عج) آیه قرآن اوقات شرعی
 
 
نویسنده : مرتضی چادریان
تاریخ : پنجشنبه 24 اردیبهشت 1394
نظرات


♥♥ أَلا بِــذِكـرِ اللَّهِ تَـطـمَـئِنُّ الـقُـلُـوب ♥♥ :

◘ آگـاه باشید كــه تنـها با یاد خــدا دلــها آرام میــگیرد ◘

نویسنده : مرتضی چادریان
تاریخ : پنجشنبه 25 تیر 1394
نظرات
 4609_01_copy.jpg
لطفا به ادامه مطلب مراجعه نمایید ...
ادامه مطلب
مرتبط با: طرح صالحین ,
نویسنده : مرتضی چادریان
تاریخ : پنجشنبه 25 تیر 1394
نظرات
 4609_01_copy.jpg
لطفا به ادامه مطلب مراجعه نمایید ...
ادامه مطلب
مرتبط با: طرح صالحین ,
نویسنده : مرتضی چادریان
تاریخ : پنجشنبه 25 تیر 1394
نظرات
jkj_p_tasbit1_copy.jpg
لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید ...
ادامه مطلب
مرتبط با: طرح صالحین ,
نویسنده : مرتضی چادریان
تاریخ : دوشنبه 22 تیر 1394
نظرات
el9a_slide1.jpg
لطفا به ادامه مطلب مراجعه نمایید ...
ادامه مطلب
مرتبط با: طرح صالحین ,
نویسنده : مرتضی چادریان
تاریخ : یکشنبه 21 تیر 1394
نظرات
y5w6_01_copy.jpg

به ادامه مطلب مراجعه نمایید...
ادامه مطلب
مرتبط با: طرح صالحین ,
نویسنده : مرتضی چادریان
تاریخ : یکشنبه 31 خرداد 1394
نظرات
یت الهی انسان، نیازمند مقدمات و زمینه‌هایی است تا والدین بتوانند در این امر موفق شده و فرهنگ نماز را در وجود فرزندانشان ماندگار کنند.

والدین باید همچون باغبانی دانا و دلسوز، بستر رشد گل‌های باغ خود را بشناسند و با بهره‌گیری از زمینه‌های مناسب، شاهد شکفتن گل‌های باغشان باشند تا عطر دل‌انگیز عشق و بندگی را در قلوب آنان به یادگار بگذارند.

زمینه‌سازی و فراهم کردن شرایط و بهره‌گیری از زمینه‌های مختلف مادی و معنوی، لازم است بیشتر در دوران کودکی و نوجوانی و قبل از سن بلوغ شرعی تحقق یابد تا والدین بتوانند در این سن، فرزندانشان را با نماز و نحوه ارتباط با خدا آشنا سازند، وگرنه در سن بلوغ و بعد از آن، دچار مشکل خواهند شد.

زمینه‌های تربیتی نماز را به زمینه‌های بیرونی مانند محیط خانوادگی و رفتار و برخورد اطرافیان با کودک و نوجوان، و زمینه‌های درونی که مربوط به خود کودک و نوجوان است، می‌توان تقسیم کرد.

زمینه‌های بیرونی

محیط خانواده، محیط اجتماع و تمام کسانی که به نحوی با کودک و نوجوان ارتباط دارند، زمینه‌های بیرونی محسوب می‌شوند، این زمینه‌ها می‌تواند اثر و نقش سازنده یا تخریبی بر آنان بگذارد، کودکان و نوجوانان بـه امور محسوس و ظاهری توجه بیشتری دارند، بـه همین دلیل، این امور برایشان با اهمیت‌تر است.

فراهم ساختن زمینه‌های بیرونی تربیت به منظور ترغیب کودک و نوجوان به نماز، می‌تواند محرک فعالیت، حرکت و تمایل او به سوی فرامین الهی و رهنمودهای قرآن کریم باشد. در ذیل، برخی از این زمینه‌ها، به اختصار مورد بررسی قرار می‌گیرد:

- طرح و گفتگو درباره نماز

اگر والدین در حضور کودک و نوجوان، مسایل و معارف مربوط به نماز را طرح و درباره آن گفت‌وگو کنند، به طور غیر مستقیم بر آن‌ها تأثیر خواهد گذاشت، صحبت و گفت‌وگو درباره نماز می‌تواند در قالب شعر و سرود، قصه و حکایت، توضیح مطالب مربوط به نماز، طرح و نقاشی و مانند آن انجام شود تا در ذهن و روان کودک و نوجوان، اثر گذاشته و با توجه به حس کنجکاوی‌ای که دارند، خود به فعالیت فکری و عملی در این موضوع وادار شوند.

نکته قابل ذکر اینکه، والدین نباید چنین فکر کنند که نسبت به مسایل نماز آگاه هستند، پس چه ضرورتی دارد این مطالب را بین خود مطرح کنند؟ طرح و گفت‌وگوی عمدی درباره نماز، بیانگر اهمیتی است که والدین به این امر می‌دهند و موجب جلب توجه کودک و نوجوان به جایگاه ارزشی نماز می‌شود.

- ارتباط با دوستانِ نمازخوان

والدین سعی کنند با خانواده‌ها و افراد متدین، ارتباط و رفت و آمد داشته باشند، چرا که چنین خانواده‌هایی، فرزندان متدین و نمازخوانی دارند که می‌توانند بر افکار و اعمال کودک آنان، اثر مثبت و سازنده بگذارند. همچنین لازم است کودک و نوجوان ترغیب شود تا دوستانی برگزیند که برای نماز و آداب اسلامی، اهمیت قائل هستند، زیرا در مواقعی، تأثیر رفتار و گفتار کودکان بر یکدیگر، بیشتر از سایرین است.

علاوه بر این‌ها، عمل نمازگزاران کودک و نوجوان در جمع همسالان خود، می‌تواند احساس نیاز به شخصیت جمعی آن‌ها را ارضا کند. تکرار این گونه موارد موجب اُنس و علاقه آنان به نماز خواهد شد.

- ارائه الگو

میل به داشتن الگوی مطلوب در کودکان و نوجوانان مشهود است و دوست دارند از کسی یا کسانی که از هر جهت مورد علاقه آنان است، تقلید کنند و رفتار و گفتارشان را مطابق رفتار الگو تنظیم کرده تا شبیه و مانند آن شوند. والدین با بهره‌گیری از این میل و خواسته آنان، می‌توانند الگوهای بسیار خوب و عالی از کـسانی که اهل عبودیت و نماز هستند به آن‌ها معرفی کنند، انبیای الهی، امامان معصوم (ع) و انسان‌های وارسته، از جمله الگوهای ارزنده و درخشانی هستند که می‌توان به کودک و نوجوان معرفی کرد تا در سایه آن، به گمراهی گرفتار نشود.

علاوه بر این، خود والدین با اعتقاد و پای‌بندی نسبت به دین، به ویژه با اهمیت دادن به نماز و عملکرد و رفتار درست، می‌توانند الگوی ارزنده و مفیدی برای فرزندانشان باشند، خصوصاً هنگامی که عامل گفته‌های خود نیز هستند.

بنابر این، کودکان و نوجوانان در ابعاد مختلف زندگی خود، محتاج الگو هستند تا بتوانند افکار، آرزوها و تلاش‌های خود را مطابق آن تنظیم کنند، اینان در مسایل الهی و دینی نیز که به طور فطری با آن در ارتباطند، در جست‌وجوی یک الگوی معنوی هستند، وجود چنین فردی، آنان را در امر به هدایت و رستگاری، کمک شایانی خواهد کرد.

فرزند و نماز

- نماز در حضور کودک و نوجوان

یکی از عواملی که می‌تواند باعث شوق و علاقه به نماز و آداب الهی در کودک و نوجوان شود، آموزش بصری است، زیرا این‌گونه آموزش‌ها به دلیل اثربخشی و تأثیر بیشتر، موجب یادگیری، تغییر رفتار یا ایجاد رفتار تازه می‌شود. علاوه بر این، آموزش بصری عمیق‌تر بوده و دیرتر فراموش می‌شود و زودتر از آموزش‌های دیگر تأثیر می‌گذارد.

والدینی که هر چند وقت یک‌بار، کودک و نوجوان خود را با اخلاق حسنه و دعوت محبت آمیز به مساجد و اماکن مذهبی می‌برند، در علاقه‌مند کردن فرزندان خود به نماز، موفق‌تر از دیگرانند. البته این کار در صورتی موفقیت‌آمیز است که به خستگی و دل‌زدگی کودک و نوجوان منجر نشود.

نماز خواندن در منزل و در حضور کودک نیز اثر مثبت و سازنده‌ای خواهد گذاشت، مثلاً اگر والدین در اتاقی که کودک مشغول بازی و یا نقاشی است، سجاده خود را پهن کرده به نماز بایستند، اثر معنوی ماندگاری خواهد گذاشت.

- جاذبه‌های ظاهری

ظواهر زیبا و جاذبه‌های گوناگون، به خودی خود شوق‌آور و رغبت‌انگیزند، این ظواهر و جاذبه‌ها (صادق یا کاذب) بر روح کودک و نوجوان، تأثیر بیشتری می‌گذارد، به طوری که در بسیاری مواقع، بدون داشتن دلیل درست به سوی چیزی که دارای ظاهری زیبا است، کشیده می‌شود.

والدین می‌توانند از آنچه که مربوط به ظواهر نماز است، در ترغیب فرزندانشان بهره گیرند تا به تدریج به نماز عادت کرده و سپس به باطن نماز اُنس یابند. به عبارت دیگر، از شور و اشتیاق ظاهری بـه شعور باطنی و آگاهی درباره نماز نایل شوند.

اگر والدین مطابق میل و خواسته کودک و نوجوان برایشان سجاده زیبا، مهر و تسبیح دلخواه، عطر، لباس مناسب برای پسران و مقنعه و چادر نماز برای دختران تهیه کنند، به یقین کار ارزنده و صحیحی را انجام داده‌اند، خواندن نماز با صوت و قرائت زیبا و دل‌انگیز و یا تهیه سرودهای دلنشین درباره نماز، می‌تواند زمینه‌های رغبت آنان را به عمل صالحی چون نماز فراهم کنند.


مرتبط با: نماز ,
نویسنده : مرتضی چادریان
تاریخ : یکشنبه 31 خرداد 1394
نظرات

دستورات شریعت مقدّس اسلام همواره با مصلحتی مادی یا معنوی یا هر دو همراه است، گر چه فكر ما از درك آن عاجز باشد در این مقاله در سدد بیان برخی ازآثار دنیوی و اخروی نماز از دیدگاه آیات قرآن  و روایات معصومین علیهم السلام هستیم.

 

در این بحث به برخی از آثار پر بار نماز كه در دنیا و آخرت تحقق می یابد و در آیات و روایات به آن تصریح شده، می پردازیم.

 

 آثار دنیوی

 الف- جلوگیری از گناه و فحشا

 جنبه باز دارندگی نماز از فحشا و منكر یكی از آثار ارزشمند این فریضه الهی است؛ نماز از آن جهت كه موجب توجه انسان به خدا می شود و در شبانه روز، حداقل پنج بار تكرار می شود، انسان را از فحشا و منكر باز می دارد؛ زیرا نمازگزار برای نزدیكتر شدن به خداوند تلاش خود را در جهت انجام كارهای نیك و كسب اخلاق حسنه بیشتر می كند. قرآن با توّجه به این اصل مسلّم می فرماید:

 «أَقِمِ الصلوه إِنَّ الصلوه تَنْهی عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ» [1]

 نماز را بر پا كن كه آدمی را از گناهان و كردار زشت باز می دارد.

  چند تن از یاران رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ به حضور آن حضرت رسیدند و درباره یكی از مسلمانان كه همیشه پشت سر پیامبر نماز جماعت می خواند، ولی مرتكب گناهان نیز می شد، گفتگو كردند. حضرت به آنها فرمود: (نگران نباشید) نمازش او را از گناه باز می دارد. طولی نكشید كه آن شخص گناه را ترك كرد و توبه نمود.[2]آن حضرت فرمود:

 

 «كسی كه از نماز اطاعت نكند، نماز واقعی را به جا نیاورده است. اطاعت از نماز این است كه از منكرات و زشتیها دوری كند.»[3]

 

ب ـ استقامت در برابر مشكلات

  از دیگر آثاری كه در سایه نماز، نصیب نمازگزار می شود، قدرت و نیروی مقاومت در برابر مشكلات و سختیهاست. به عبارت دیگر، نماز كه رابطه معنوی بین شخص و عالم بالاست، قدرتی در انسان ایجاد می كند كه با وجود آن در مقابل سختیها و مشكلات ، شكست ناپذیر خواهد بود. قرآن می فرماید:

 

«إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً وَ إِذا مَسَّهُ الْخَیْرُ مَنُوعاً إِلاَّ الْمُصَلِّینَ الَّذِینَ هُمْ عَلی صَلوتِهِمْ دائِمُونَ» [8]

 آدمی حریص خلق شده، وقتی كه شر و بدی به او می رسد، جزع و بی تابی می كند و زمانی كه نعمت و خیر به او می رسد حق مستمندان و فقرا را نمی دهد، مگر نمازگزاران؛ كسانی كه در نمازشان مداومت دارند.

 از این رو، قرآن به مؤمنین سفارش می كند:

 «یا أَیُّهَا الَّذِینَ امَنُوا اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلوهِ»[9]

 ای مومنان، از شكیبایی و نماز كمك جویید.

 

ادامه مطلب
مرتبط با: نماز ,
نویسنده : مرتضی چادریان
تاریخ : یکشنبه 31 خرداد 1394
نظرات

 

نمازهایمان اگر "نماز" بود که موقع سفر، ذوق نمی کردیم از شکسته شدنش!

نمازهایمان اگر نماز بود که رکعت آخرش این قدر کیف نداشت!

اگر نمازهایمان نماز بود،... نمی خواندیمش، برای این که، خود را "خلاص" کرده باشیم...

اگر نمازهایمان نماز بود که تبدیل نمی شد به نمایش پانتومیم برای نشان دادن آدرس شارژر گوشی...

اگر نمازمان نماز بود، که تبدیل نمی شد به یک فرصت طلایی برای خلق ایده های بکر!! تبدیل نمی شد به مناسب ترین زمان تحلیل رفتار فلان همکار! تبدیل نمی شد به ماشین حساب!!

نه. نمازهایمان "نماز" نیست. •٠· اگر نماز بود، یک "کارواش قوی" می شد و با فشار می شست از دلمان همه ی سیاهی ها را، لکه ها را، پلشتی ها را.

اگر نماز بود، می شد "کیمیا" و مس وجودمان را تبدیل می کرد به طلا...

اگر نمازمان نماز بود، می شد پل، می شد پناهگاه، می شد دارو، می شد مرهم، می شد درمان،می شد شاه کلید، می شد میعادگاه، می شد دانشگاه....

التماس دعا


مرتبط با: نماز ,
نویسنده : مرتضی چادریان
تاریخ : یکشنبه 31 خرداد 1394
نظرات

مقدمه

 

اسلام دینى جامع و آیینى کامل است که براى پاسخگویى به نیازهاى انسان و اداره ابعاد و جوانب زندگى او، از سوى پروردگارحکیم تنزیل و تشریع گردید.
این مکتبِ جامع، از یک سو نیازهاى فردى و اجتماعى انسان را پاسخ مى دهد و ازسوى دیگر، ابعاد مادى و معنوى او را یکجابه عهده گرفته است و این برخلاف پندارسکولاریست ها است که مى پندارند اسلام تنها به آخرت نظر دارد و یا حداکثر به حاجات و نیازهاى فردى او پاسخ مى گوید.
«نماز جمعه» نماد و نمودى است که به هم پیوستگى فرد و اجتماع و نیز همپا و همراه بودن ماده و معنا و سیاست و دیانت ،یکجا نشان مى دهد. اما دریغ و تأسف که مسلمانان، از آغاز اسلام تا کنون، این فریضهء بزرگ و پربرکت آنگونه که صاحب شریعت مى خواست، اقامه نکرده اند و با توجه به نیازشان به برپایى درستِ نمازجمعه، از آن استفاده صحیح و لازم نشده و نمى شود.
گرچه سرگذشت نماز جمعه در جوامع شیعى، به طور عموم و در ایران اسلامى بهخصوص، نیازمند بررسى وپیگیرى است، که در جاى خود باید بدان پرداخته شود؛ولى آنچه که سزاوار است از آن یاد شود، زنده شدن نماز جمعه به برکت انقلاب اسلامى واستقرار نظام جمهورى اسلامى ایران در این کشور قرآن و اهل بیت است که اجتماعات سرشار از شور و شعور و آگاهى و ایمانِ مردم خداجو، برکات و ثمرات فراوانى به همراه داشته است .
زنده شدن این فریضهء بزرگ اسلامى از برکات قیام الهى امام خمینى (قدس سره) است که درودخدا بر روح پاک او باد!
«یکى از بزرگترین کارهاى امام بزرگوارمان ـ رضوان اللّه تعالى علیه ـ همین ایجادو تأسیس نمازهاى جمعه بود. نماز جمعه را ایشان به این ملت دادند.»[1]
رهبر معظم انقلاب اسلامى، حضرت آیت الله خامنه اى ـ دامت برکاته ـ که درسال هاى نخستین استقرار جمهورى اسلامى، از سوى امام به امامت جمعهء تهرانبرگزیده شدند؛ همواره اهتمام ویژه اى به نماز جمعه داشته و دارند. ایشانبخصوص پس از آنکه مسؤولیت سنگین و خطیر رهبرى را بر عهده گرفتند، به مناسبت هاى گوناگون، مطالب ارزندهء فراوانى دربارهء ابعاد گستردهء نماز جمعه ایراد کردند که در این مجال، با مراجعه به بیانات هدایت گر و راهگشاى ایشان،ابعاد و جوانب نماز جمعه بررسى مى گردد:

 

اهمیت و جایگاه نماز جمعه

 

اهمیت و جایگاه ممتاز و منحصر به فرد نماز جمعه، با مراجعه به قرآن کریم و سخنان معصومین (ع) و نیز سنّت و سیرهء آنان به روشنى معلوم است؛ نمازى که در آن، همگان به تقواتوصیه مى شوند و به حق نام «فریضهء عبادى ـ سیاسى» را برخود گرفته است .
از نگاه رهبر انقلاب «نمازهاى جمعه» نزدیکترین پایگاه ها به نهاد رهبرى است،پایگاه هایى که «بخشى از کار دستگاه رهبرى این کشور را انجام مى دهند، مردم را توجیه مى کنند، به استقامت در راه وادار مى نمایند، از اشتباهات دور نگه مى دارند، ذهن مردم را با معارفِ لازم آشنا مى کنند، دشمنان را نسبت به نفوذ در اذهان مردم مأیوس مى کنند.»[2]
« ـ نماز جمعه ـ نماز اجتماع است، نماز روشنگرى و آگاه سازى آحاد مردم است، نماز اخبار از آفاق عالَم به مؤمنین و آحاد مردم است ... جدر تشریع نماز جمعه ج هم به جنبهءمعنوى و تربیت و تهذیب نفوس و آدم سازى و گسترش روح تقوا در جامعه که از این نماز متوقع بود دقت شد وهم جنبهء سیاسى آن .»[3]
همچنین از دیدگاه ایشان «آگاهى توأم با ایمان مردم» روح نظام اسلامى است که نمازهاى جمعه آن را تأمین مى کند.[4]
ایشان در سخنى دیگر، اهمیت نماز جمعه را اینگونه بیان نموده اند:
«نماز جمعه، جزو موضوعات کهنه نشدنى است . تکرارهر هفته با این خصوصیات و این تشریفات، خود حاکى ازاین است که حقیقت مستمرى در این فریضهء الهى نهفته است . این حقیقت که باید مستمراً جریان پیدا کند، عبادت صرف هم نیست، عبادت را مردم خودشان به تنهایى درمنازل و در هر نقطه اى مى توانند انجام بدهند. نمازجماعت هم یک امر مستحب است . آنچه این اجتماع رااین طور مهم مى کند و فریضهء مستمرى قرار مى دهد ـ که در قرآن هم یک سوره به نام «جمعه» و یکى دو آیه بخصوص براى نماز جمعه وارد مى شود؛ (اذا نُودى َلِلصّلاةِ مِنْ یَوْم الْجُمُعَة فاَسْعوا الى ذِکر اللّه و ذَرُواالبیع ...)عبارت ا زجامعیت ا ین فریضه و دارا بودن جنبهءمعنوى و عبادى از یک سو و جنبهء زندگى و اجتماعى و سیاسى از سوى دیگر است .»[5]

 

بقیه متن را در ادامه مطلب مطالعه کنید

 

ادامه مطلب
مرتبط با: نماز ,
نویسنده : مرتضی چادریان
تاریخ : یکشنبه 31 خرداد 1394
نظرات

به نام خدا

سلام

 

نوروز امسال سفری به یزد داشتم. هنگام برگشت از بازدید مسجد جامع یزد که مصادف شده بود با وقت اذان ظهر با صحنه زیر مواجه شدم.

 

صاحب مغازه پارچه ای با عنوان "نماز کوبنده شیطان است" که از سخنان گهربار امیرالمومنین حضرت علی (ع) است را روی اجناسش کشید و رفت به سمت مسجد

 

این که یزد معروفه به دارالعباده درست میگن واقعا

 

 


مرتبط با: نماز ,
نویسنده : مرتضی چادریان
تاریخ : یکشنبه 31 خرداد 1394
نظرات

واجبات نماز

واجبات نماز یازده چیز است:
«اول» نیت. «دوم» قیام یعنی ایستادن. «سوم» تکبیرة الاحرام یعنی گفتن الله اکبر در اوّل نماز. «چهارم» رکوع. «پنجم» سجود. «ششم» قرائت. «هفتم» ذکر. «هشتم» تشهّد. «نهم» سلام. «دهم» ترتیب. «یازدهم» موالات یعنی پی‌درپی بودن اجزاء نماز.

مسأله ۹۲۸ ـ بعضی از واجبات نماز رکن است، یعنی اگر انسان آنها را بجا نیاورد ـ عمداً باشد یا اشتباهاً ـ نماز باطل می‌شود. و بعضی دیگر رکن نیست، یعنی اگر اشتباهاً کم گردد نماز باطل نمیشود. و رکن نماز پنج چیز است:
اوّل: نیت.
دوّم: تکبیرة الاحرام در حال قیام.
سوّم: قیام متّصل به رکوع، یعنی ایستادن پیش از رکوع.
چهارم: رکوع.
پنجم: دو سجده از یک رکعت.
و اما نسبت به زیادی در صورتی که عمدی باشد، مطلقاً نماز باطل می‌شود، و در صورتی که از روی اشتباه باشد اگر زیادی در رکوع یا در دو سجده از یک رکعت باشد، نماز ـ بنا بر احتیاط لازم ـ باطل است، و الاّ باطل نیست.


نیت


مسأله ۹۲۹ ـ انسان باید نماز را به نیت قربت ـ یعنی برای تذلّل و کرنش در پیشگاه خداوند عالم ـ بجا آورد، و لازم نیست نیت را از قلب خود بگذراند، یا مثلاً به زبان بگوید: چهار رکعت نماز ظهر میخوانم قربةً إلی الله.

مسأله ۹۳۰ ـ اگر در نماز ظهر یا در نماز عصر نیت کند که چهار رکعت نماز میخوانم، و معین نکند ظهر است یا عصر، نماز او باطل است ولی کافی است. نماز ظهر را به عنوان نماز اوّل، و نماز عصر به عنوان نماز دوّم تعیین کند. و نیز کسی که مثلاً قضای نماز ظهر بر او واجب است، اگر در وقت نماز ظهر بخواهد آن نماز قضا یا نماز ظهر را بخواند، باید نمازی را که میخواند، در نیت معین کند.

مسأله ۹۳۱ ـ انسان باید از اوّل تا آخر نماز به نیت خود باقی باشد، پس اگر در بین نماز به‌طوری غافل شود که اگر بپرسند چه می‌کنی؟ نداند چه بگوید، نمازش باطل است.

مسأله ۹۳۲ ـ انسان باید فقط برای تذلّل در پیشگاه خداوند عالم نماز بخواند، پس کسی که ریا کند ـ یعنی برای نشان دادن به مردم نماز بخواند ـ نمازش باطل است، خواه فقط برای مردم باشد، یا خدا و مردم، هر دو را در نظر بگیرد.

مسأله ۹۳۳ ـ اگر قسمتی از نماز را برای غیر خدا بجا آورد، چه آن قسمت واجب باشد مثل حمد، یا مستحب باشد مثل قنوت، اگر آن قصد غیر خدائی به تمام نماز سرایت کند مثلاً قصد ریا در عملی باشد که مشتمل بر آن جزء است، یا آنکه از تدارک آن قسمت زیادی مبطل لازم آید، نمازش باطل است. و اگر نماز را برای خدا بجا آورد ولی برای نشان دادن به مردم در جای مخصوصی مثل مسجد، یا در وقت مخصوصی مثل اوّل وقت، یا به طرز مخصوصی مثلاً با جماعت نماز بخواند، نمازش باطل است.


تکبیرة الاحرام


مسأله ۹۳۴ ـ گفتن «الله اکبر» در اوّل هر نماز، واجب و رکن است، و باید حروف «الله» و حروف «اکبر» و دو کلمه «الله» و «اکبر» را پشت سر هم بگوید، و نیز باید این دو کلمه به عربی صحیح گفته شود، و اگر به عربی غلط بگوید، یا مثلاً ترجمه آن را به فارسی بگوید صحیح نیست.

مسأله ۹۳۵ ـ احتیاط مستحب آن است که تکبیرة الاحرام نماز را به چیزی که پیش از آن میخواند، مثلاً به اقامه یا به دعایی که پیش از تکبیر میخواند نچسباند.

مسأله ۹۳۶ ـ اگر انسان بخواهد «الله اکبر» را به چیزی که بعد از آن میخواند، مثلاً به «بسم الله الرحمن الرحیم» بچسباند، بهتر آن است که «راء» اکبر را پیش بدهد، ولی احتیاط مستحب آن است که در نماز واجب نچسباند.

مسأله ۹۳۷ ـ موقع گفتن تکبیرة الاحرام در نماز واجب باید بدن آرام باشد، و اگر عمداً در حالی که بدنش حرکت دارد، تکبیرة الاحرام را بگوید باطل است.

مسأله ۹۳۸ ـ تکبیر و حمد و سوره و ذکر و دعا را باید طوری بخواند که خودش لااقل همهمه خود را بشنود، و اگر به واسطه سنگینی یا کری گوش، یا سر و صدای زیاد نمیشنود، باید طوری بگوید که اگر مانعی نباشد بشنود.

مسأله ۹۳۹ ـ کسی که به واسطه عارضه‌ای لال شده، یا زبان او مرضی پیدا کرده که نمی‌تواند «الله اکبر» را بگوید، باید به هر طوری که می‌تواند بگوید، و اگر هیچ نمی‌تواند بگوید باید تکبیر را در قلب خود بگذراند، و برای او به‌طوری که مناسب حکایت لفظش باشد با انگشتش اشاره کند، و زبان و لبش را هم اگر می‌تواند حرکت دهد. و اما کسی که لال مادرزاد است باید زبان و لبش را به‌طوری که شبیه کسی است که تلفظ به تکبیر میکند حرکت دهد، و در آن حال با انگشتش نیز اشاره نماید.

مسأله ۹۴۰ ـ خوب است قبل از تکبیرة الاحرام به قصد رجاءً بگوید: «یا مُحْسِنُ قَدْ اَتاک المُسِیءُ، وَقَدْ اَمَرْتَ الُمحْسِنَ اَنْ یتَجاوَزَ عَنِ المُسِیءِ، اَنْتَ الُمحْسِنُ وَاَنَا المُسِیءُ، بِحَقّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحمَّدٍ، وَتَجاوَزْ عَنْ قَبِیحِ ما تَعْلَمُ مِنّی» یعنی: ای خدایی که به بندگان احسان می‌کنی، بنده گناهکار به درِ خانه تو آمده، و تو امر کرده‌ای که نیکوکار از گناهکار بگذرد، تو نیکوکاری و من گناهکار، بحق محمّد و آل محمّد، رحمت خود را بر محمّد و آل محمّد بفرست، و از بدی‌هایی که میدانی از من سر زده بگذر.

مسأله ۹۴۱ ـ مستحب است موقع گفتن تکبیر اوّل نماز و تکبیرهای بین نماز، دست‌ها را تا مقابل گوش‌ها بالا ببرد.

مسأله ۹۴۲ ـ اگر شک کند که تکبیرة الاحرام را گفته یا نه، چنانچه مشغول خواندن چیزی از قرائت شده، به شک خود اعتنا نکند، و اگر چیزی نخوانده باید تکبیر را بگوید.

مسأله ۹۴۳ ـ اگر بعد از گفتن تکبیرة الاحرام شک کند که آن را صحیح گفته یا نه، چه مشغول خواندن چیزی شده باشد یا نه، به شک خود اعتنا نکند.

قیام (ایستادن)


مسأله ۹۴۴ ـ قیام در موقع گفتن تکبیرة الاحرام، و قیام پیش از رکوع که آن را قیام متّصل به رکوع میگویند، رکن است، ولی قیام در موقع خواندن حمد و سوره و قیام بعد از رکوع، رکن نیست و اگر کسی آن را از روی فراموشی ترک کند، نمازش صحیح است.

مسأله ۹۴۵ ـ واجب است پیش از گفتن تکبیر و بعد از آن مقداری بایستد تا یقین کند که تکبیر را در حال ایستادن گفته است.

مسأله ۹۴۶ ـ اگر رکوع را فراموش کند و بعد از حمد و سوره بنشیند و یادش بیاید که رکوع نکرده، باید بایستد و به رکوع رود، و اگر بدون اینکه بایستد به حال خمیدگی به رکوع برگردد، چون قیام متصل به رکوع را بجا نیاورده، کفایت نمی‌کند.

مسأله ۹۴۷ ـ موقعی که برای تکبیرة الاحرام یا قرائت ایستاده است باید راه نرود و به طرفی خم نشود ـ و بنا بر احتیاط لازم ـ بدن را حرکت ندهد، و در حال اختیار به‌جایی تکیه نکند، ولی اگر از روی ناچاری باشد اشکال ندارد.

مسأله ۹۴۸ ـ اگر موقعی که ایستاده، از روی فراموشی قدری راه برود، یا به طرفی خم شود، یا به‌جایی تکیه کند، اشکال ندارد.

مسأله ۹۴۹ ـ احتیاط واجب آن است که در موقع ایستادن، هر دو پا روی زمین باشد، ولی لازم نیست سنگینی بدن روی هر دو پا باشد، و اگر روی یک پا هم باشد اشکال ندارد.

مسأله ۹۵۰ ـ کسی که می‌تواند درست بایستد، اگر پاها را خیلی گشاد بگذارد که ایستادن بر او صدق نکند، نمازش باطل است. بلکه ـ بنا بر احتیاط لازم ـ نباید پاها را خیلی گشاد بگذارد هرچند ایستادن صدق کند.

مسأله ۹۵۱ ـ موقعی که انسان در نماز مشغول خواندن چیزی از اذکار واجب است، باید بدنش آرام باشد و همچنین ـ بنا بر احتیاط لازم ـ وقتی که مشغول چیزی از اذکار مستحب میباشد. و در موقعی که میخواهد کمی جلو یا عقب رود، یا کمی بدن را به طرف راست یا چپ حرکت دهد، باید چیزی نگوید.

مسأله ۹۵۲ ـ اگر در حال حرکت بدن ذکر مستحبّی بگوید، مثلاً موقع رفتن به رکوع یا رفتن به سجده تکبیر بگوید، چنانچه آن را به قصد ذکری که در نماز دستور داده‌اند بگوید، آن ذکر صحیح نیست ولی نمازش صحیح است و «بَحَوْلِ الله وَقُوَّتِهِ اَقُومُ وَاَقْعُدُ» را باید در حال برخاستن بگوید.

مسأله ۹۵۳ ـ حرکت دادن دست و انگشتان در موقع خواندن حمد اشکال ندارد، اگرچه احتیاط مستحب آن است که آنها را هم حرکت ندهد.

مسأله ۹۵۴ ـ اگر موقع خواندن حمد و سوره، یا خواندن تسبیحات، بی‌اختیار به‌قدری حرکت کند که از حال آرام بودن بدن خارج شود، احتیاط مستحب آن است که بعد از آرام گرفتن بدن، آنچه را در حال حرکت خوانده دوباره بخواند.

مسأله ۹۵۵ ـ اگر در بین نماز از ایستادن عاجز شود، باید بنشیند، و اگر از نشستن هم عاجز شود، باید بخوابد، ولی تا بدنش آرام نگرفته باید چیزی از ذکرهای واجب را نگوید.

مسأله ۹۵۶ ـ تا انسان می‌تواند ایستاده نماز بخواند، نباید بنشیند، مثلاً کسی که در موقع ایستادن، بدنش حرکت میکند، یا مجبور است به چیزی تکیه دهد، یا بدنش را مختصری کج کند، باید به هر طور که می‌تواند ایستاده نماز بخواند، ولی اگر به هیچ قسم نتواند بایستد، باید راست بنشیند و نشسته نماز بخواند.

مسأله ۹۵۷ ـ تا انسان می‌تواند بنشیند، نباید خوابیده نماز بخواند، و اگر نتواند راست بنشیند باید هر طور که می‌تواند، بنشیند؛ و اگر به هیچ قسم نمی‌تواند بنشیند، باید به‌طوری که در احکام قبله گفته شد به پهلو بخوابد به‌طوری که جلوی بدنش رو به قبله باشد، و تا وقتی که ممکن است به پهلوی راست بخوابد نباید ـ بنا بر احتیاط لازم ـ به پهلوی چپ بخوابد، و اگر این دو ممکن نباشد، باید به پشت بخوابد به‌طوری که کف پاهای او رو به قبله باشد.

مسأله ۹۵۸ ـ کسی که نشسته نماز میخواند، اگر بعد از خواندن حمد و سوره بتواند بایستد و رکوع را ایستاده بجا آورد، باید بایستد و از حال ایستاده به رکوع رود، و اگر نتواند باید رکوع را هم نشسته بجا آورد.

مسأله ۹۵۹ ـ کسی که خوابیده نماز میخواند، اگر در بین نماز بتواند بنشیند باید مقداری را که می‌تواند، نشسته بخواند. و نیز اگر می‌تواند بایستد باید مقداری را که می‌تواند، ایستاده بخواند، ولی تا بدنش آرام نگرفته باید چیزی از اذکار واجب را نخواند. اما اگر بداند مقدار کمی می‌تواند بایستد باید آن را به قیام متصل به رکوع اختصاص دهد.

مسأله ۹۶۰ ـ کسی که نشسته نماز میخواند اگر در بین نماز بتواند بایستد، باید مقداری را که می‌تواند، ایستاده بخواند، ولی تا بدنش آرام نگرفته، باید چیزی از ذکرهای واجب را نخواند. اما اگر بداند مقدار کمی می‌تواند بایستد باید آن را به قیام متصل به رکوع اختصاص دهد.

مسأله ۹۶۱ ـ کسی که می‌تواند بایستد، اگر بترسد که به واسطه ایستادن، مریض شود یا ضرری به او برسد، می‌تواند نشسته نماز بخواند، و اگر از نشستن هم بترسد، می‌تواند خوابیده نماز بخواند.

مسأله ۹۶۲ ـ اگر انسان مأیوس نباشد که در آخر وقت بتواند ایستاده نماز بخواند، چنانچه اوّل وقت نماز را بخواند و در آخر وقت قدرت بر ایستادن حاصل نماید باید نماز را دوباره بجا آورد. ولی اگر مأیوس از آن باشد که بتواند نماز را ایستاده بخواند، اگر در اوّل وقت نماز را بخواند و سپس قدرت بر ایستادن پیدا کند، لازم نیست نماز را اعاده کند.

مسأله ۹۶۳ ـ مستحب است در حال ایستادن، بدن را راست نگهدارد، و شانه‌ها را پایین بیندازد، و دست‌ها را روی ران‌ها بگذارد، و انگشت‌ها را به هم بچسباند، و به‌جای سجده نگاه کند، و سنگینی بدن را به طور مساوی روی دو پا بیندازد، و با خضوع و خشوع باشد، و پاها را پس و پیش نگذارد، و اگر مرد است پاها را از سه انگشت باز تا یک وجب فاصله دهد، و اگر زن است پاها را به هم بچسباند.


قرائت


مسأله ۹۶۴ ـ در رکعت اوّل و دوّم نمازهای واجب یومیه، انسان باید اوّل حمد و بعد از آن سوره و ـ بنا بر احتیاط واجب ـ یک سوره تمام بخواند. و سوره «الضحی» و «الم نشرح» و همچنین سوره «فیل» و «لاِیلاف» در نماز ـ بنا بر احتیاط واجب ـ یک سوره حساب می‌شود.

مسأله ۹۶۵ ـ اگر وقت نماز تنگ باشد، یا انسان ناچار شود که سوره را نخواند، مثلاً بترسد که اگر سوره را بخواند، دزد یا درنده یا چیز دیگری به او صدمه بزند، یا آنکه کار ضروری داشته باشد، می‌تواند سوره را نخواند، بلکه در صورت تنگی وقت و در بعض از موارد ترس نباید سوره را بخواند.

مسأله ۹۶۶ ـ اگر عمداً سوره را پیش از حمد بخواند، نمازش باطل است و اگر اشتباهاً سوره را پیش از حمد بخواند و در بین آن یادش بیاید، باید سوره را رها کند و بعد از خواندن حمد، سوره را از اوّل بخواند.

مسأله ۹۶۷ ـ اگر حمد و سوره یا یکی از آنها را فراموش کند و بعد از رسیدن به رکوع بفهمد، نمازش صحیح است.

مسأله ۹۶۸ ـ اگر پیش از آنکه برای رکوع خم شود، بفهمد که حمد و سوره را نخوانده باید بخواند. و اگر بفهمد سوره را نخوانده، باید فقط سوره را بخواند. ولی اگر بفهمد حمد تنها را نخوانده، باید اوّل حمد و بعد از آن دوباره سوره را بخواند. و نیز اگر خم شود و پیش از آنکه به رکوع برسد بفهمد حمد و سوره، یا سوره تنها، یا حمد تنها را نخوانده، باید بایستد و به همین دستور عمل نماید.

مسأله ۹۶۹ ـ اگر در نماز فریضه یکی از چهار سوره‌ای را که آیه سجده دارد و در مسأله (۳۵۴) گفته شد عمداً بخواند، واجب است که پس از خواندن آیه سجده، سجده نماید، ولی اگر سجده را بجا آورد نمازش ـ بنا بر احتیاط ـ باطل می‌شود و لازم است که آن را دوباره بخواند مگر اینکه سهواً سجده کند، و اگر سجده را بجا نیاورد می‌تواند نماز را ادامه دهد اگرچه در ترک سجده گناه کرده است.

مسأله ۹۷۰ ـ اگر مشغول خواندن سوره‌ای شود که سجده واجب دارد ـ چه عمداً خوانده باشد چه سهواً ـ چنانچه پیش از رسیدن به آیه سجده بفهمد، می‌تواند سوره را رها کند و سوره دیگر بخواند، و اگر بعد از خواندن آیه سجده بفهمد، باید آن‌طوری که در مسأله پیش گفته شد عمل کند.

مسأله ۹۷۱ ـ اگر در نماز آیه سجده را گوش دهد، نمازش صحیح است، و اگر در نماز واجب باشد ـ بنا بر احتیاط واجب ـ به سجده اشاره نماید، و بعد از نماز سجده آن را بجا آورد.

مسأله ۹۷۲ ـ در نماز مستحبّی خواندن سوره لازم نیست اگرچه آن نماز به واسطه نذر کردن واجب شده باشد، ولی در بعضی از نمازهای مستحبی مثل نماز وحشت که سوره مخصوصی دارد، اگر بخواهد به دستور آن نماز رفتار کرده باشد، باید همان سوره را بخواند.

مسأله ۹۷۳ ـ در نماز جمعه و در نماز صبح و ظهر و عصر روز جمعه، و عشای شب جمعه، مستحب است در رکعت اوّل بعد از حمد سوره جمعه، و در رکعت دوّم بعد از حمد سوره منافقون را بخواند، و اگر مشغول یکی از اینها در نمازهای روز جمعه شود ـ بنا بر احتیاط واجب ـ نمی‌تواند آن را رها کند و سوره دیگر بخواند.

مسأله ۹۷۴ ـ اگر بعد از حمد مشغول خواندن سوره «قل هو الله احد» یا سوره «قل یا ایها الکافرون» شود، نمی‌تواند آن را رها کند و سوره دیگر بخواند، ولی در نماز جمعه و نمازهای روز جمعه، اگر از روی فراموشی بجای سوره جمعه و منافقون، یکی از آن دو سوره را بخواند، می‌تواند آن را رها کند و سوره جمعه و منافقون را بخواند، و احتیاط مستحب آن است که بعد از رسیدن به نصف، رها ننماید.

مسأله ۹۷۵ ـ اگر در نماز جمعه یا نمازهای روز جمعه عمداً سوره «قل هو الله احد» یا سوره «قل یا ایها الکافرون» بخواند، اگرچه به نصف نرسیده باشد ـ بنا بر احتیاط واجب ـ نمی‌تواند رها کند و سوره جمعه و منافقون را بخواند.

مسأله ۹۷۶ ـ اگر در نماز، غیر سوره «قل هو الله احد» و «قل یا ایها الکافرون» سوره دیگری بخواند، تا به نصف نرسیده می‌تواند رها کند و سوره دیگر بخواند، و پس از رسیدن به نصف ـ بنا بر احتیاط ـ مطلقاً رها کردن آن و عدول به سوره دیگر جایز نیست.

مسأله ۹۷۷ ـ اگر مقداری از سوره را فراموش کند، یا از روی ناچاری مثلاً به واسطه تنگی وقت یا جهت دیگر نشود آن را تمام نماید، می‌تواند آن سوره را رها کند و سوره دیگر بخواند اگرچه به نصف هم رسیده باشد، یا سوره‌ای که میخوانده «قل هو الله احد» یا «قل یا ایها الکافرون» باشد، و در صورت فراموشی می‌تواند به همان مقدار که خوانده است اکتفا نماید.

مسأله ۹۷۸ ـ بر مرد ـ بنا بر احتیاط ـ واجب است حمد و سوره نماز صبح و مغرب و عشا را بلند بخواند، و بر مرد و زن ـ بنا بر احتیاط ـ واجب است حمد و سوره نماز ظهر و عصر را آهسته بخوانند.

مسأله ۹۷۹ ـ مرد ـ بنا بر احتیاط ـ باید در نماز صبح و مغرب و عشا مواظب باشد که تمام کلمات حمد و سوره حتی حرف آخر آنها را بلند بخواند.

مسأله ۹۸۰ ـ زن می‌تواند حمد و سوره نماز صبح و مغرب و عشا را بلند یا آهسته بخواند، ولی اگر نامحرم صدایش را بشنود و موردی باشد که شنواندن صدا به نامحرم حرام است، باید آهسته بخواند، و اگر عمداً بلند بخواند ـ بنا بر احتیاط واجب ـ نمازش باطل است.

مسأله ۹۸۱ ـ اگر در جایی که باید نماز را بلند بخواند عمداً آهسته بخواند، یا در جایی که باید آهسته بخواند عمداً بلند بخواند ـ بنا بر احتیاط واجب ـ نمازش باطل است. ولی اگر از روی فراموشی یا ندانستن مسأله باشد، صحیح است. و اگر در بین خواندن حمد و سوره هم بفهمد اشتباه کرده، لازم نیست مقداری را که خوانده دوباره بخواند.

مسأله ۹۸۲ ـ اگر کسی در خواندن حمد و سوره بیشتر از معمول صدایش را بلند کند، مثل آنکه آنها را با فریاد بخواند، نمازش باطل است.

مسأله ۹۸۳ ـ انسان باید قرائت نماز را صحیح بخواند، و کسی که به هیچ قسم نمی‌تواند همه سوره حمد را صحیح بخواند، باید به همان نحو که می‌تواند بخواند، اگر مقداری را که صحیح میخواند معتنابه باشد، ولی اگر آن مقدار ناچیز باشد، باید ـ بنا بر احتیاط واجب ـ مقداری از بقیه قرآن را که می‌تواند صحیح بخواند و به آن ضمیمه کند، و اگر نمی‌تواند باید تسبیح را به آن ضمیمه کند. و اما کسی که نمی‌تواند به کلی سوره را صحیح بخواند، لازم نیست چیزی عوض آن بخواند. و در هر صورت احتیاط مستحب آن است که نماز را به جماعت بجا آورد.

مسأله ۹۸۴ ـ کسی که حَمد را به‌خوبی نمیداند باید سعی کند وظیفه خود را انجام دهد، چه با یاد گرفتن یا تلقین باشد، و چه با اقتدا در جماعت، یا تکرار نماز در مورد شک باشد، و اگر وقت تنگ شده است، چنانچه نماز را به‌طوری که در مسأله پیش گفته شد بخواند، نمازش صحیح است. ولی در صورتی که در یاد گرفتن کوتاهی کرده باشد اگر ممکن باشد، برای فرار از عقوبت، نمازش را به جماعت بخواند.

مسأله ۹۸۵ ـ مزد گرفتن برای یاد دادن واجبات نماز ـ بنا بر احتیاط ـ حرام است، ولی مزد گرفتن برای یاد دادن مستحبّات آن جایز است.

مسأله ۹۸۶ ـ اگر یکی از کلمات حمد یا سوره را عمداً یا از روی جهل تقصیری نگوید، یا به‌جای حرفی حرف دیگر بگوید، مثلاً بجای «ض» «ذ» یا «ز» بگوید، یا زیر و زبر حروف را رعایت نکند به گونه‌ای که غلط شمرده شود، یا تشدید را نگوید، نماز او باطل است.

مسأله ۹۸۷ ـ اگر انسان کلمه‌ای را که یاد گرفته صحیح بداند و در نماز همان‌طور بخواند و بعد بفهمد غلط خوانده، لازم نیست دوباره نماز را بخواند.

مسأله ۹۸۸ ـ اگر زیر و زبر کلمه‌ای را نداند، یا نداند مثلاً کلمه‌ای به «هـ» است یا به «ح»، باید وظیفه خود را به نحوی انجام دهد، مثلاً یاد بگیرد یا به جماعت بخواند، یا آن را دو جور یا بیشتر بخواند که یقین کند صحیح آن را خوانده است، ولی در این صورت نماز او بر فرضی صحیح است که آن جمله غلط باز هم قرآن یا ذکر به حساب بیاید.

مسأله ۹۸۹ ـ علمای تجوید گفته‌اند اگر در کلمه‌ای واو باشد و حرف قبل از واو در آن کلمه پیش داشته باشد و حرف بعد از واو در آن کلمه همزه باشد، مثل کلمه «سوء» باید آن واو را مدّ بدهد یعنی آن را بکشد. و همچنین اگر در کلمه‌ای «الف» باشد و حرف قبل از الف در آن کلمه زبر داشته باشد، و حرف بعد از الف در آن کلمه همزه باشد، مثل «جآء» باید الف آن را بکشد. و نیز اگر در کلمه‌ای «ی» باشد، و حرف پیش از «ی» در آن کلمه زیر داشته باشد، و حرف بعد از «ی» در آن کلمه همزه باشد، مثل «جیء» باید «ی» را با مدّ بخواند. و اگر بعد از این حروف «واو و الف و یا» بجای همزه حرفی باشد که ساکن است، یعنی زیر و زبر و پیش ندارد، باز هم باید این سه حرف را با مدّ بخواند، ولی ظاهراً صحت قرائت در این‌چنین موارد توقف بر مدّ ندارد، پس چنانچه به دستوری که گفته شد رفتار نکند، باز هم نماز صحیح است، ولی در مثل «ولا الضآلین» که تحفّظ بر تشدید، و الف توقف بر مقداری مدّ دارد، باید به همان مقدار الف را مدّ دهد.

مسأله ۹۹۰ ـ احتیاط مستحب آن است که در نماز، وقف به حرکت و وصل به سکون ننماید، و معنای وقف به حرکت آن است، که زیر یا زبر یا پیش آخر کلمه‌ای را بگوید، و بین آن کلمه و کلمه بعدش فاصله دهد، مثلاً بگوید: «الرحمن الرحیم» و میم «الرحیم» را زیر بدهد و بعد قدری فاصله دهد و بگوید: «مالک یوم الدین». و معنای وصل به سکون آن است که زیر یا زبر یا پیش کلمه‌ای را نگوید و آن کلمه را به کلمه بعد بچسباند، مثل آنکه بگوید: «الرحمن الرحیم» و میم «الرحیم» را زیر ندهد و فوراً «مالک یوم الدین» را بگوید.

مسأله ۹۹۱ ـ در رکعت سوّم و چهارم نماز می‌تواند فقط یک حمد بخواند، یا یک مرتبه تسبیحات اربعه بگوید، یعنی یک مرتبه بگوید: «سُبْحانَ الله وَ الْحَمْدُ لله وَ لا إِلهَ إِلاَّ اَلله و الله اَکبَرُ»، و بهتر آن است که سه مرتبه بگوید. و می‌تواند در یک رکعت حمد و در رکعت دیگر تسبیحات بگوید. و بهتر است در هر دو رکعت تسبیحات بخواند.

مسأله ۹۹۲ ـ در تنگی وقت باید تسبیحات اربعه را یک مرتبه بگوید، و اگر به مقدار آن هم وقت ندارد، کافی است یک مرتبه «سبحان الله» بگوید.

مسأله ۹۹۳ ـ بر مرد و زن ـ بنا بر احتیاط ـ واجب است که در رکعت سوّم و چهارم نماز، حمد یا تسبیحات را آهسته بخوانند.

مسأله ۹۹۴ ـ اگر در رکعت سوّم و چهارم حمد بخواند، واجب نیست «بسم الله» آن را هم آهسته بگوید مگر آنکه مأموم باشد که در این صورت احتیاط واجب آن است، که «بسم الله» را هم آهسته بگوید.

مسأله ۹۹۵ ـ کسی که نمی‌تواند تسبیحات را یاد بگیرد یا درست بخواند، باید در رکعت سوّم و چهارم حمد بخواند.

مسأله ۹۹۶ ـ اگر در دو رکعت اوّل نماز به خیال اینکه دو رکعت آخر است تسبیحات بگوید، چنانچه پیش از رکوع بفهمد، باید حمد و سوره را بخواند، و اگر در رکوع یا بعد از رکوع بفهمد، نمازش صحیح است.

مسأله ۹۹۷ ـ اگر در دو رکعت آخر نماز به خیال اینکه در دو رکعت اوّل است حمد بخواند، یا در دو رکعت اوّل نماز با اینکه گمان میکرده در دو رکعت آخر است حمد بخواند، چه پیش از رکوع بفهمد چه بعد از آن، نمازش صحیح است.

مسأله ۹۹۸ ـ اگر در رکعت سوّم یا چهارم میخواست حمد بخواند تسبیحات به زبانش آمد، یا میخواست تسبیحات بخواند حمد به زبانش آمد، چنانچه به کلی خالی از قصد نماز بوده ـ حتی در ضمیر ناخود آگاه ـ باید آن را رها کند و دوباره حمد، یا تسبیحات را بخواند، ولی اگر خالی از قصد نبوده مثل آنکه عادتش خواندن چیزی بوده که به زبانش آمده، می‌تواند همان را تمام کند، و نمازش صحیح است.

مسأله ۹۹۹ ـ کسی که عادت دارد در رکعت سوّم و چهارم تسبیحات بخواند، اگر از عادت خود غفلت نماید و به قصد اداء وظیفه مشغول خواندن حمد شود، کفایت میکند، و لازم نیست دوباره حمد یا تسبیحات را بخواند.

مسأله ۱۰۰۰ ـ در رکعت سوّم و چهارم مستحب است بعد از تسبیحات، استغفار کند، مثلاً بگوید: «اَسْتَغْفِرُ الله رَبّی وَاَتُوبُ اِلَیهِ» یا بگوید: «اللهمَّ اغْفِرْ لِی»، و اگر نمازگزار پیش از استغفار و خم شدن برای رکوع، شک کند که حمد یا تسبیحات را خوانده یا نه، باید حمد یا تسبیحات را بخواند. و اگر در حال گفتن استغفار یا بعد از آن شک کند، باز هم ـ بنا بر احتیاط واجب ـ باید حمد یا تسبیحات را بخواند.

مسأله ۱۰۰۱ ـ اگر در رکوع رکعت سوّم یا چهارم، یا در حال رفتن به رکوع شک کند که حمد یا تسبیحات را خوانده یا نه، به شک خود اعتنا نکند.

مسأله ۱۰۰۲ ـ هرگاه شک کند که آیه یا کلمه‌ای را درست گفته یا نه، مثلاً شک کند که «قل هو الله احد» را درست گفته یا نه، می‌تواند به شک خود اعتنا نکند، ولی اگر احتیاطاً آن آیه یا کلمه را دوباره به طور صحیح بگوید اشکال ندارد، و اگر چند مرتبه هم شک کند، می‌تواند چند بار بگوید. اما اگر به وسواس برسد بهتر است تکرار نکند.

مسأله ۱۰۰۳ ـ مستحب است در رکعت اوّل، پیش از خواندن حمد بگوید: «اَعُوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجِیمِ». و در رکعت اوّل و دوّم نماز ظهر و عصر «بسم الله» را بلند بگوید، و حمد و سوره را شمرده بخواند، و در آخر هر آیه وقف کند، یعنی آن را به آیه بعد نچسباند، و در حال خواندن حمد و سوره به معنای آیه توجّه داشته باشد، و اگر نماز را به جماعت میخواند، بعد از تمام شدن حمد امام، و اگر فرادی میخواند، بعد از آنکه حمد خودش تمام شد، بگوید «الحَمْدُ لله رَبّ الْعالَمِینَ»، و بعد از خواندن سوره «قل هو الله احد»، یک یا دو یا سه مرتبه «کذلِک الله رَبِّی» یا «کذلِک الله رَبُّنا» بگوید، و بعد از خواندن سوره کمی صبر کند، بعد تکبیر پیش از رکوع را بگوید، یا قنوت را بخواند.

مسأله ۱۰۰۴ ـ مستحب است در تمام نمازها در رکعت اوّل، سوره «إنّا أنزلناه»، و در رکعت دوّم، سوره «قل هو الله احد» بخواند.

مسأله ۱۰۰۵ ـ مکروه است انسان در هیچ یک از نمازهای یک شبانه‌روز سوره «قل هو الله احد» را نخواند.

مسأله ۱۰۰۶ ـ خواندن سوره «قل هو الله احد» به یک نفَس مکروه است.

مسأله ۱۰۰۷ ـ سوره‌ای را که در رکعت اوّل خوانده مکروه است در رکعت دوّم بخواند، ولی اگر سوره «قل هو الله احد» را در هر دو رکعت بخواند مکروه نیست.




به ادامه مطلب رجوع نمایید.


ادامه مطلب
مرتبط با: نماز ,
نویسنده : مرتضی چادریان
تاریخ : یکشنبه 31 خرداد 1394
نظرات

پیرامون واژه

واژهٔ نماز واژه‌ای پارسی است که ایرانیان برای واژهٔ «صلاة» عربی به کار بردند. این واژه به معنای خم شدن، سرفرودآوری برای ستایش پروردگار، احترام و اظهار بندگی و اطاعت است.[۱][۲] واژهٔ نماز نام‌واژه‌ای از فعل نمیدن فارسی به معنی تعظیم‌کردن است.

برخی حدس زده‌اند که این واژه از واژهٔ «ناماسته» در زبان سانسکریت گرفته شده‌باشد که محتمل نیست.[۳][۴]

نماز بر فراز دیوار چین

مفهوم شناسی

«صلاة» که در لسان شرع برای فعل عبادی خاصی یعنی همان «نماز» جعل شده است، در لغت به معنای دعا، استغفار، رحمت و مغفرت، ثنای نیکو، درود و تعظیم است واگر به خداوند نسبت داده شود، به معنای رحمت و ثنای بر بندگان می‌باشد و در اصطلاح نیز به عملی عبادی اطلاق می­شود که متّشکل از اجزاء وشرائط خاصّی است و باید با قصد قربت به پروردگار هر روز در چند نوبت به جا آورده شود.

«صلاة» یا نماز به عنوان فعلی عبادی که به منظور دعا و نیز تعظیم الهی انجام می­شود، یکی از مشترکات ادیان الهی است، هرچند شکل و نحوهٔ انجام آن در ادیان مختلف متفاوت می­باشد. از همین روست که در قاموس کتاب مقدس در معنای واژه نماز آمده است: «نماز معروف است و یکی از واجبات دینیه هر روز تمام ملل و مذاهب است، چه منفرداً و چه جماعتاً...» و پس از آن به شرح معنای نماز بر مبنای تورات و انجیل پرداخته تا آنکه می‌نویسد: «احدی جزمنکرین خدا منکر نماز و دعا نیست...».

در نوشتار حاضر نیز از «نماز» همین معنای فوق اراده شده است و حقیقت شرعیهٔ آن که در اسلام از این اصطلاح اراده می­شود، مدّ نظر نمی­باشد

محمد مسعود نوروزی معتقد است کلمه نماز از ریشه نماچ که در پارسی میانه (پهلوی زمان ساسانیان) است گرفته شده و فعل نماچ پورتن به معنای نماز بردن و تعظیم کردن به کار رفته‌است؛ و قبل از آن در ایران باستان از ریشه نم به معنای خم شدن و سر فرو آوردن مشتق شده‌است. در اوستا نماز به صورت نمنگه یا نمه به معنای دعا و درود آمده‌است.[۵]

نماز در اسلام

نوشتار اصلی: نماز (اسلام)

نماز فرض پنج نوبت در شبانه روز (۱۷ رکعت) رو به قبلهٔ مسلمانان - کعبه در مکه - بصورت فردی (فرادا) یا گروهی (نماز جماعت) برگزار می‌شود.

در این عبادت در رکعت‌های اول و دوم سورهٔ حمد و معمولاً آیه یا سورهٔ کوتاهی از قرآن ـ مثل سورهٔ توحید ـ و در رکعتهای بعدی تعدادی اذکار به زبان عربی خوانده می‌شود. جزئیات این عبادت در فرقه‌های مختلف اسلام با هم تفاوت دارد.[۶] نماز یک فرهنگ جهانی است. نماز در قرآن با واژه صلاه مشخص شده‌است که به همراه مشتقاتش ۹۹ بار در قرآن تکرار شده‌است.[۷] ریشه صلاه می‌تواند دارای سه معنی باشد:

  1. از ریشه صل: شراب را از صافی می‌گذرانند و آن گاه ماده‌ای روشن و شفاف به دست می‌آورند
  2. از ریشه صلی: سوزانیدن و گرم کردن
  3. از ریشه وصل: ایجاد اتصال و ارتباط[۸]

خواندن نماز به صورت دست بسته: اهل سنت در قیام نماز دست راست خود را روی دست چپ می‌گذاردند و هر دو دست را روی ناف یا بالای آن قرار می‌دهند البته در این مسئله میان مذاهب چهارگانه اهل سنت اختلاف نظر وجود دارد حنیفه شافعیه و حنبلیه این کار را لازم و یکی از سنت‌های نماز می‌دانند ولی مالکیه آن را لازم و سنت نمی‌دانند[۹] برگرداندن صورت به چپ و راست در حال خواند سلام: شافعی‌ها و حنفی‌ها و حنبلی‌ها عقیده دارند که مستحب است نمازگزار در حال خواندن سلام نماز در سلام اول صورت خود را به طرف راست و در سلام دوم به طرف چپ برگرداند آن هم به اندازه‌ای که از پشت سر صورت او دیده شود. مالکی‌ها نیز این کار را مستحب می‌دانند ولی آن را به سلام آخر اختصاص داده‌اند. از نظر شیعه نمازگزار هنگام سلام نماز نباید صورتش از قبله منحرف شود.[۱۰] عبور از مقابل نمازگزار: از نظر اهل‌سنت عبور کردن از مقابل نمازگزار حرام است حتی در بعضی از کتاب‌های حدیثی آنان آمده است که نمازگزار باید مانع عبور عابر از مقابل خود باشد به همین جهت وقتی در مکه یا مدینه از مقابل کسی که نماز می‌گذارد عبور کنید با اعتراض شدید او و دیگران روبرو می‌شوید امااز نظر شیعه عبور از مقابل نمازگزار حرام نیست[۱۱]

نماز در کعبه

سابقه تاریخی نماز

یکی از قدیمی‌ترین عباداتی که در تمامی ادیان گذشته وجود داشته، نماز است. در برخی از روایات به نماز تعدادی از انبیاء الهی از حضرت ادم تا حضرت خاتم صلی الله و علیه و آله و سلم اشاره شده است که برخی از آنها به این شرح است:

۱- نماز حضرت آدم: از صُحُف حضرت ادریس نقل شده که در نخستین روز اقامت حضرت آدم و حوا در زمین، خداوند، نماز عصر و مغرب و عشاء را مجموعاً ۵۰ رکعت به حضرت آدم واجب کرد.

۲- نماز حضرت شیث: وقتی حضرت آدم فوت کرد حضرت شیث او را غسل داد و بر وی نماز خواند.

۳- نماز حضرت ادریس: در روایت امام صادق به یکی از یاران خود سفارش می‌فرمایند: وقتی به مسجد کوفه شرفیاب شدی به مسجد سهله نیز برو در آنجا نماز بخوان و از خدا طلب حاجت کن زیرا مسجد سهله خانهٔ حضرت ادریس است که در آن خیاطی می‌کرد و در آن نماز می‌خواند.

۴- نماز حضرت نوح: کشتی نوح دارای پنجره‌ها و سوراخ­هایی بود که از آن نور خورشید به داخل منعکس می­ شد و از این طریق وقت نماز را تعیین می‌کردند.

۵- نماز حضرت شعیب: در آیهٔ ۸7 سوره هود آمده است: (قَالُواْ یَا شُعَیْبُ أَصَلاَتُكَ تَأْمُرُكَ أَن نَّتْرُكَ مَا یَعْبُدُ آبَاؤُنَا أَوْ أَن نَّفْعَلَ فِی أَمْوَالِنَا مَا نَشَاء إِنَّكَ لَأَنتَ الْحَلِیمُ الرَّشِیدُ) ﴿۸۷﴾«گفتند ای شعیب آیا نمازت به تو دستور می‌دهد که ما آنچه را پدرانمان می‌پرستیدند ترک گوییم و آنچه را می‌خواهیم، در اموالمان انجام ندهیم؟ که همانا تو مرد بردبار و رشیدی هستی.»

این جمله گفتار مردم مدین در ردّ حجّت شعیب است. اهل مدین دعوت شعیب را مستند به نماز او کردند، چون در نماز دعوت به معارضهٔ با آن قوم در بت‌پرستی و کم فروشی آنهاست و این همان سرّی است که آنها از آن اینگونه تعبیر کرده‌اند؛ «اَصَلاَتُک تَامُرُکَ اَن نَترُک...» یعنی آیا نمازت، تو را امر کرده که ما بت‌پرستی را ترک کنیم.

۶- نماز حضرت الیاس: روزی حضرت الیاس به گریه و زاری درآمد. خداوند به فرشته مرگ فرمود: از الیاس سؤالی کن که سبب گریه‌ات چیست؟ برای دنیا است و یا مرگ؟ حضرت الیاس جواب داد نه این است و نه آن است، بلکه گریهٔ من بخاطر این است که دیگر زنده نخواهم بود تا به ذکر و مناجات خدا پردازم. خداوند به فرشته‌اش فرمود: از او دست بردار و روح او را قبض نکن چرا که او زندگی را برای بندگی و ذکر می‌خواهد.[۱۲]

نماز در مسیحیت

نوشتار اصلی: نماز (مسیحیت)

نماز در مسیحیت برای ارتباط با پدر یا خداوند و یا دیگر عناصر تثلیث یعنی پسر و یا روح القدس برگزار می‌شود. در میان فرقه‌های مختلف مسیحیت نماز به صورتهای مختلف گزارده می‌شود. همچنین نمازها می‌تواند به صورت جمعی (نیایش سرایی) باشد مانند مراسم عشای ربانی و یا به صورت فردی برگزار شود. دربارهٔ حضرت مسیح آیاتی درسوره مریم، نشانگر انجام این عبادت الهی، توسّط آنحضرت است. خود حضرت عیسی فرمودند: «و اوصانی بالصلوة و الزکاة» یعنی خالق متعال مرا به نماز سفارش کرده که نه تنها نماز بخوانم بلکه نماز را در جامعه گسترش دهم.

حضرت مسیح در جای دیگر می‌فرمایند: درست به شما می‌گویم: چیزی به شرف آخرت رساننده‌تر و در برابر حوادث دنیا کمک کننده­ تر از نماز پیوسته نیست و چیزی به خداوند رحمان نزدیک‌تر از آن نیست. پس آنرا بپا دارید و بر آن بیفزائید، نسبت به هر کار خوبی که به خدا نزدیک می­کند، باز نماز بدو نزدیکتر و برگزیده‌تر است.

دکتر احمد شلبی در کتاب خود می‌گوید: «مهم‌ترین عبادات نزد مسیحیان روزه و نماز است، ولی محدودهٔ آنها متفّق علیه نیست، بسیاری از مسیحیان معتقدند که انتظامات و قانون در روزه و نماز اختیاری است نه اجباری. مسیحیان هفت نماز در روز و شب دارند که عبارتند از: نماز صبحگاهان (بکور) و نماز ساعت سوم و ششم و نهم و یازدهم و دوازدهم و نیمهٔ شب. و اهتمام و توجه آنها به نماز، بیشتر از روزه است و نماز، ترتیبی خاص ندارد.» همچنین در مورد کیفیت نماز عیسویان آمده است که هیئت خاصّی در قیام و قعود نزد آنها مراعات نمی‌شود بلکه قصد کلّی، نیّت خالص و پاک و طهارت فکر می‌باشد. و بهترین نماز آن است که مختصر و مفید و با حرارت تقدیم شود.

اگر چه برخی از آداب نماز و نیایش کنونی مسیحیان مانند خطاب به اقنوم ثلاثه در نماز با وحی الهی سازگاری ندارد و تحریفاتی است که توسط کاهنان مسیحی با نظر خود وارد کتاب آسمانی انجیل نموده و به عیسی نسبت داده‌اند، اما همین امر ما را به این نتیجه می­رساند که اصل نماز در این شریعت الهی وجود داشته است.[۱۳]

نماز در یهودیت

نوشتار اصلی: نماز (یهودیت)

نماز در یهودیت (در عبری: تفیلا תפלות) و در جمع تفیلیم یا تفیلوت خوانده می‌شود. توضیحات دقیق در باب آن‌ها را می‌توان در سیدور یا بخش‌های میشنا کتب سنتی دعای دیانت یهودی جست.

معمولا در هر روز سه نماز می‌خوانند و در روز شبات شنبه و سایر روزهای مقدس فرقه‌های ارتدکس و محافظه کار یک نماز اضافی هم به نام موسف خوانده می‌شود. زمانیکه حضرت موسی در جهت انجام رسالت الهی خویش به همراه همسرش از وطن هجرت کردند و دچار سختی‌ها شدند، خداوند برای آرامش او به وی وحی نمود که: «واَقم الصلوة لذکری» یعنی نماز را برای یاد من بپادار. و در آیه دیگری به موسی و هارون دستور داده شده که نماز را به پا دارید.

همچنین در قرآن کریم در آیه ۸۳ سوره بقره، ضمن اشاره به پیمانی که از بنی اسرائیل گرفته شده نماز به عنوان یکی از ارکان این پیمان شمرده شده است. در این آیه می­خوانیم:

«وَإِذْ أَخَذْنَا مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَائِیلَ لَا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّـهَ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَذِی الْقُرْبَیٰ وَالْیَتَامَیٰ وَالْمَسَاکِینِ وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا وَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّکَاةَ ثُمَّ تَوَلَّیْتُمْ إِلَّا قَلِیلًا مِّنکُمْ وَأَنتُم مُّعْرِضُونَ» (و چون از فرزندان اسرائیل پیمان محکم گرفتیم که: جز خدا را نپرستید، و به پدر و مادر، و خویشان و یتیمان و مستمندان احسان کنید، و با مردم [به زبان] خوش سخن بگویید، و نماز را به پا دارید، و زکات را بدهید؛ آنگاه، جز اندکی از شما، [همگی] به حالت اعراض روی برتافتید) این آیه بطور آشکار، به پا داشتن نماز را به عنوان میثاقی معرفی کرده که از بنی اسرائیل، دوشادوش مسأله عبادت خداوند و نیکی به والدین گرفته شده است. که این خود بیانگر اهمیت نماز در شریعت حضرت موسی است.

طبری در تفسیر خود، قول امام باقر (ع) را در مورد این آیه نقل می‌کند که حضرت فرمود: یهود و منافقین، مردم را به اقامهٔ نماز و دادن زکات فرمان می‌دادند ولی خود انجام نمی‌دادند پس خداوند فرمان داد به آنها که با مسلمانان تصدیق کنندهٔ پیامبر باشند و اقامهٔ نماز کنند.

علاوه بر آیات، روایاتی نیز وجود دارد که به این مطلب اشاره دارند. در روایت آمده است که خدا به موسی می‌فرماید: بر تو باد نماز! زیرا آن جایگاهی خاص نزد من دارد و نزد من پیمانی محکم دارد. همین طور در خطابی دیگر به حضرت موسی (علیه السلام) دستور داده می‌شود در میان مردم خود امامت نمازشان را به عهده بگیرد: «ای موسی در نمازشان و آنچه اختلاف دارند امام باش» از اینرو می­توان نتیجه گرفت که نماز در شریعت حضرت موسی نیز وجود داشته است و دعا و نیایش اوقات معینی داشته که براساس زمان‌های برگزاری مراسم عمومی قربانی در معبد تعیین می­ شده است.[۱۴]

نماز در دین زرتشتی

نوشتار اصلی: نماز زرتشتی

نماز یکی از عبادت‌های مزدیسنا است که برای داشتن توجه همیشگی به دستورهای دینی و سپاسگزاری خدا گزارده می‌شود. این دستورها عمدتاً ماهیتی اخلاقی دارند.[۱۵] امروزه نماز پنجگانه را معمولاً موبدان می‌گزارند و بیشتر زرتشتیان به خواندن دعاهای صبحگاه و شامگاه اکتفا می‌کنند. نماز در دین زرتشت به اینصورت است که آتشی افروخته می‌شود و در حالی که دست‌ها به سوی آسمان بلند است و سر نیز به احترام تعظیم الهی خم شده، برگرد اهورا مزدا می­ چرخند و سرودها و شعرهایی نیز با آوازی رسا و زیبا خوانده می‌شود.

این نماز، نمازی بی‌پیرایه و همراه با تفکر در وجود خود و اهورا مزدا است که شخص را به اهورا مزدا نزدیک‌تر می­ کند. شخص زرتشتی در هنگام نماز، آتش سوزان مادی را نمی‌بیند و به آن توجهی نمی‌کند؛ بلکه چیزی که توجه او را جلب می‌کند، آتش فروزان مینوی است که در دل همهٔ افراد وجود دارد.

بنابر سنت زرتشتی، پنج بار در شبانه روز نماز خوانده می‌شود که خواندن آن نیز بر آنها واجب است. هر نماز با این مضامین آغاز می‌شود: «خشن‌اتره، اهورامزدا» یعنی خشنود می‌گردانم اهورا مزدا را. و آنگاه ادامه می‌دهند: «ایمان دارم به کیش مزدا پرستی که آوردهٔ زرتشت است. پیرو آموزه‌های اهورایی هستم که از دروغ و دوگانه پرستی به دور است».

زرتشتیان هر ۲۴ ساعت را به ۵ گاه تقسیم می‌کنند و آداب مذهبی تابع این زمان­های مشخّص هستند.

نمازهای پنجگانه به صورت زیر می‌باشد:

۱- نمازگاه هاون (هاونی، ونگاه): نماز بامداد است و هنگام آن از طلوع آفتاب تا نیمروز است. بعد از مضامینی که در بالا ذکر کردیم در ادامه می‌گویند: «من ستایش می‌کنم و ارج می‌نهم و خشنود می‌کنم فرشته پاسبان بامداد پاک و سازنده را. من ستایش می‌کنم و ارج می‌نهم و خشنود می‌کنم آن سرور دهکده (ویس) را که پاک و دادگستر و سازنده است.

۲- نمازگاه درپتون (رپیتون، رپیتوهنگاه) هنگام آن از نیمروز تا سه ساعت بعدازظهر است. بعد از فقرات ابتدایی می‌گویند: من ستایش می‌کنم و ارج می‌نهم و خشنود می‌کنم فرشته پاسبان نیمروز پاک را (رپیتون). من ستایش می‌کنم و ارج می‌نهم و خشنود می‌کنم آن سرور شهر (نه نتو) را که پاک و دادگستر و سازنده است.

۳- نمازگاه ازیران (ازیرینگاه) موقع آن از سه ساعت بعداز ظهر تا غروب آفتاب است. بعد از فقرات مشترکی که در همهٔ نمازها وجود دارد، می‌گویند: من ستایش می‌کنم و ارج می‌نهم و خشنود می‌کنم فرشته پاسبان پیشین پاک را. من ستایش می‌کنم و ارج می‌نهم و خشنود می‌کنم آن سرور کشور (رفیو) را که پاک و دادگستر و سازنده است.

۴- نمازگاه سروترم: (ایویسروتریم، اویسروتریمگاه) وقت آن از غروب آفتاب تا نیمه شب است. بعد از فقرات مشترک می‌گویند: من ستایش می‌کنم و ارج می‌نهم و خشنود می‌کنم فرشته پاسبان شب پاک را. من ستایش می‌کنم و ارج می‌نهم و خشنود می‌کنم همه رهروان راه اشویی زرتشت را و سرور اشوان را.

۵- نمازگاه اوشهی نا ای (اوشهین، اوشهین گاه) هنگام آن از نیمه شب تا طلوع خورشید است. بعد از مضامین: من ستایش می‌کنم و ارج می‌نهم و خشنود می‌کنم فرشته پاسبان پگاه پاک را. من ستایش می‌کنم و ارج می‌نهم و خشنود می‌کنم آن سرور خانه که پاک و سازنده و دادگر است.

زرتشتیان، نمازهای دیگری نیز دارند که در شبانه روز می‌خوانند. معروف‌ترین این نمازها، نماز سروش باج است.[۱۶]


مرتبط با: نماز ,
نویسنده : مرتضی چادریان
تاریخ : یکشنبه 31 خرداد 1394
نظرات


جهت دانلود کلیک کنید ....   Namaz.pdf

مرتبط با: نماز ,
نویسنده : مرتضی چادریان
تاریخ : یکشنبه 31 خرداد 1394
نظرات

باسمه‌تعالی

پیامبر اكرم (ص): همانا مبعوث شدم تا مكارم اخلاق را به اتمام رسانم.

 

برخی ازآداب نماز جماعت

 

1)       در هنگام ورود به مسجد تلفن همراه خود را در حالت سكوت قرار دهیم.

2)       برای ایجاد نظم بهتر وبهره‌مندی از ثواب بیشتر،تا حد ممكن جلو آمده و صف‌های جلوتر را پر كنیم.

3)       جهت حفظ احترام و حاكم بودن آرامش در مسجد، از صحبت كردن با صدای بلند و پرحرفی خودداری كنیم.

4)       پس از خوانده شدن آیه صلوات، هماهنگ با جمع و با صدای بلند، صلوات را ختم كنیم.

5)       برای احترام به وقت دیگران، جهت استخاره، سؤال و ... بین دو نماز به امام جماعت مراجعه نكنیم.

6)       استفاده از بهترین لباس‌ها، عطرزدن[1]و خوشبو نمودن دهان در هنگام حضور در مسجد، سفارش شده است.

7)       حتما مطمئن باشیم كه پا و جورابمان تمیز است و بو نمی‌دهد.

8)       با كودكان و نوجوانان رفتار بامحبت و صبورانه داشته باشیم تا ان‌شاء...اهل مسجد و نماز شوند.

9)       سعی كنیم حضور مرتب، مداوم و اول وقت در نماز جماعت داشته باشیم.

10)   دقت كنیم افعال نماز جماعت را قبل از امام جماعت انجام ندهیم (خصوصا هنگام رفتن به سجده و بلند شدن برای ركعت بعد) تا نمازمان فرادا یا باطل نشود.

11)   خانواده، آشنایان و همسایگان خود را به حضور در نماز جماعت دعوت كنیم.

12)   جویای احوال دوستان نمازگزار غایب خود باشیم.

13)   در صورت عدم رعایت موارد فوق از سوی سایرین، به ایشان بطور محترمانه، خاضعانه و خارج از جمع تذكر داده شود.

14)   در صورت داشتن هرگونه انتقاد و پیشنهاد، موضوع را با خادم یا امام جماعت مسجد مطرح كنیم.



[1]به فرمایش امام صادق علیه‌السلام، دو رکعت نمازی که شخص عطر زده بخواند، برتر از هفتاد رکعت نمازی است که شخص عطر نزده می‌خواند.


مرتبط با: نماز ,

 
 
پاهایت‌ را هر کجای‌ زمین‌ که‌ بگذاری‌ آن‌ را به‌ خاطر خواهد سپرد. جاهایی‌ قدم‌ بگذار که‌ وقتی‌ فیلم‌ تکرارگام‌هایت‌ را گذاشتند از مکان‌های‌ رفته‌ پشیمان‌ نشوی‌.
دست‌هایت‌ هر کاری‌ کنند، هر چه‌ را لمس‌ کرده‌ باشی‌ در حافظه‌ سر انگشتانت‌ باقی‌ خواهد ماند. خوشا به‌حال‌ دست‌هایی‌ که‌ حرمت‌ نگه‌ می‌دارند، می‌آفرینند و سجده‌ می‌کنند.
همیشه‌ فکر می‌کنی‌ تو با چشم‌هایت‌ می‌بینی‌ درحالی‌ که‌ آنچه‌ را دیده‌ای‌ از چشم‌هایت‌ عکس‌ یادگاری‌خواهد گرفت‌ و روزی‌ به‌ تو یادآور خواهد شد که‌ کجا را دیده‌ای‌.
به‌ شعور سلول‌های‌ بدنت‌ و به‌ شعور طبیعت‌ ایمان‌ بیاور و حواست‌ به‌ حرف‌ زدنت‌ باشد. گلی‌ که‌ آن‌ روزفکر کردی‌ نمی‌شنود، تمام‌ حرف‌هایت‌ را به‌ خاطر سپرد تا روزی‌ بگوید که‌ آنجا تنها نبوده‌ای‌.
من‌ از ضبط همیشگی‌ تو حرف‌ می‌زنم‌. از اثری‌ که‌ بر هر چیزی‌ می‌گذاری‌. آثاری‌ که‌ هرگز از بین‌نمی‌روند.
ما با هر حرکت‌ و هر فکر در این‌ دنیا گوشه‌ای‌ از شکل‌ خود را برای‌ آن‌ دنیا نقاشی‌ می‌کنیم‌. کاش‌ این‌تصویر زیبا باشد طوری‌ که‌ وقتی‌ برای‌ آخرین‌ بار چشممان‌ را می‌بندیم‌ دل‌ زمین‌ برایمان‌ تنگ‌ شود آن‌قدر که‌ خاک‌ کربلا هنوز به‌ خون‌ حسین‌(ع‌) می‌بالد و دلتنگ‌ اوست‌.
مدیر وب سایت : مرتضی چادریان


مرتضی چادریان